خواننده، بازیگر و ترانهسرای ترک
- تولد شمسی: پنج شنبه 29 اردیبهشت 1260 (145 سال پیش)
- تولد میلادی: May 19, 1881
- دستهبندی: ماه اردیبهشت
مصطفی کمال آتاترک(Mustafa Kemal Atatürk)
مصطفی کمال آتاترک (به ترکی استانبولی: Mustafa Kemal Atatürk؛ حدود ۱۸۸۱ – ۱۰ نوامبر ۱۹۳۸) یا مصطفی کمال پاشا تا ۱۹۲۱ و غازی کمال پاشا، فیلد مارشال، دولتمرد انقلابی، مؤلف و بنیانگذار جمهوری ترکیه بود که از ۱۹۲۳ تا زمان مرگش در ۱۹۳۸ بهعنوان نخستین رئیسجمهور این کشور فعالیت کرد. او اصلاحات مترقی همهجانبهای را به اجرا درآورد که ترکیه را به کشوری سکولار و صنعتی مدرنسازی کرد. آتاترک از نظر ایدئولوژی سکولاریست و ملیگرا بود، و سیاستها و نظریههای سیاسی-اجتماعی او، به کمالیسم معروف شد. آتاترک بهواسطهٔ دستاوردهای نظامی و سیاسی خود، بهعنوان یکی از مهمترین رهبران سیاسی سدهٔ بیستم شناخته میشود.
آتاترک بابت نقشش در تضمین پیروزی ترکیهٔ عثمانی در نبرد گالیپولی (سال ۱۹۱۵) طی جنگ جهانی اول به شهرت رسید. بهدنبال سرنگونی امپراتوری عثمانی، او نهضت ملی ترکیه را رهبری کرد که باعث ایستادگی در برابر تجزیهٔ سرزمین ترکیه میان قدرتهای متفقینِ فاتح شد. ظهور ملیگرایی ترک شاهد ارتکاب نسلکشی امپراتوری عثمانی علیه اتباع یونانی، ارمنی و آشوری در امپراتوری بود؛ نقش آتاترک در عواقب پس از این رخداد، در حالی که مستقیماً در آن دخالتی نداشت، بحثبرانگیز بوده است. با تشکیل دولت موقت در آنکارا، پایتخت کنونی ترکیه، او نیروهای اعزامی متفقین را شکست داد و به این ترتیب در آنچه که بعداً جنگ استقلال ترکیه یاد میشود، پیروز شد. او سپس به انحلال امپراتوری عثمانیِ ضعیف اقدام و بهجای آن، جمهوری ترکیه را بهطور علنی اعلام کرد.
بهعنوان رئیسجمهور جمهوری تازهتاسیس ترکیه، آتاترک یک برنامهٔ جامع اصلاحات سیاسی، اقتصادی و فرهنگی را با هدف نهایی ساخت یک دولتِ ملی مدرن، مترقی و سکولار آغاز کرد. او آموزش ابتدایی را رایگان و اجباری کرد و هزاران مدرسهٔ جدید را در سراسر کشور افتتاح کرد. او همچنین الفبای ترکی مبتنی بر لاتین را مرسوم کرد که جایگزین الفبای قدیمی ترکی عثمانی شد. زنان ترک در دوران ریاستجمهوری آتاترک از حقوق مدنی و سیاسی برابر برخوردار شدند. خصوصاً، به زنان در انتخابات محلی با قانون شماره ۱۵۸۰ در ۳ آوریل ۱۹۳۰ و چند سال بعد، در سال ۱۹۳۴، حق رای همگانی کامل داده شد.
دولت آتاترک سیاست ترکسازی را در پیش گرفت که در تلاش برای ایجاد همگونسازی بود؛ یعنی ملتی متحد و از همه مهمتر، ملتی سکولار تحت پرچم ترکیه. تحت ریاست آتاترک، اقلیتها در ترکیه تحت فشار قرار گرفتند یا مجبور شدند در انظار عمومی به ترکی صحبت کنند، اما اجازه داشتند زبان خود را در خفا حفظ کنند. جاینامهای غیر ترکی تعویض شدند و به اقلیتها دستور داده شد که نام خانوادگی ترکی بگیرند. در سال ۱۹۳۴، بهپاسِ نقشی که او در ساخت جمهوری ترکیهٔ مدرن ایفا کرد، نام خانوادگی آتاترک به معنای «پدر ترکها» از سوی پارلمان ترکیه به او داده شد. او در ۵۷ سالگی در کاخ دلمهباغچه استانبول درگذشت و با تشییعجنازهٔ دولتی از وی تجلیل شد. نخستوزیر دیرینهاش عصمت اینونو جانشین او بهعنوان رئیسجمهور شد.
سال ۱۹۸۱ میلادی مصادف با صدمین سالگرد زادروز آتاترک، یاد و خاطرهٔ او توسط سازمان ملل متحد و یونسکو گرامی داشته شد. یونسکو سال ۱۹۸۱ را «سال آتاترک در جهان» اعلام و قطعنامهای را در مورد صدمین سالگرد او تصویب کرد. یونسکو او را «رهبر نخستین مبارزه علیه استعمار و امپریالیسم» و «مروج برجستهٔ حس تفاهم بین مردم و صلح پایدار بین ملتهای جهان و اینکه او تمام عمر خود را بدون تمایز برای ایجاد یکپارچگی و همکاری بین مردم کار کرد» توصیف کرد. آتاترک بابت آرامش و صلح در سیاست خارجیِ جهانمحور و دوستی با کشورهای همسایه مانند ایران، یوگسلاوی، عراق و یونان و بهعلاوه ابداع پیمان بالکان—که در برابر تهاجمات سرزمینی توسعهطلبانهٔ ایتالیای فاشیستی و بلغارستان تزاری مقاومت میکرد—اعتبار دارد.
زندگی
او در ۱۸۸۱ در شهر سالونیک، در شمالِ یونانِ کنونی، که در آن زمان جزئی از امپراتوری عثمانی بود، در خانوادهای از طبقهٔ متوسط، چشم به جهان گشود. والدینش او را «مصطفی» نامیدند و بعدها آموزگار مدرسه به او لقب «کمال» را داد. پدرش علیرضا، کارمند دولت عثمانی و او نیز زادهٔ شهر سالونیک بود. مادر مصطفی، زوبیده خانم، از یک جامعهٔ کشاورز در غرب سالونیک بود. اختلاف نظری و مذهبی والدین مصطفی، بر سرنوشت او بسیار تأثیرگذار بود. او ابتدا وارد مکتبی مذهبی شد، سپس آنجا را ترک نموده وارد مدرسهٔ دولتی گشت. پس از اتمام تحصیلات مقدماتی وارد مکتب حربیه (دانشکدهٔ جنگ) و سپس به «دانشکدهٔ ستاد» وارد شد و به عنوان دانشجوی ممتاز و سروان ستاد، فارغالتحصیل شد.
ادعا و فرضیهها دربارهٔ تبار آتاترک بسیار گوناگون و ناسازگار هستند. به گفتهٔ اندرو مانگو، خانوادهٔ او مسلمان، ترکزبان و بهگونهٔ مشکوکی از طبقه متوسط بود. بهنظر برخی از نویسندگان، پدرش علیرضا اصالتاً آلبانیایی بوده است. بر اساس نظر چند نویسندهٔ دیگر، نیاکان علیرضا ترک بودند که سرانجام از سوکه در استان آیدین آناتولی سرچشمه گرفتند. گمان میرود که مادرش زوبیده اصالتاً ترک بوده باشد و به گفتهٔ شوکت سوریا آیدمیر، زوبیده از تبار یوروک بود. طبق برخی ادعاهای مختلف، زوبیده آلبانیایی یا مقدونی یا بلغاری بود. بهدلیل وجود جامعهٔ بزرگ یهودی سلانیک در دورهٔ عثمانی، بسیاری از مخالفان اسلامگرای آتاترک که از اصلاحاتش ناخشنود بودند، ادعا میکردند که نیاکان آتاترک دونمه بودند؛ یعنی یهودیانی که علناً به اسلام گرویدند، اما همچنان بهگونهٔ پنهانی به یهودیت گرایش داشتند.
در ابتدا وارد ارتش عثمانی شد و در طرابلس لیبی با ایتالیاییها جنگید. آتاترک در دههٔ اول قرن بیستم به همراه گروهی از افسران ترک که ترکان جوان نامیده شدند، پایههای اصلاحات در ارتش و دولت را به نفع ملیگراییِ ترکها تثبیت کرد. در جنگهای بالکان به سِمَت فرماندهی رسید و در سال ۱۹۱۶ در تنگهٔ داردانل و شبهجزیرهٔ گالیپولی در برابر بریتانیاییها مقاومت کرد و مانع اشغال استانبول توسط آنها در جنگ جهانی اول شد. او سپس در جبههٔ روسیه نبرد کرد.
شکست عثمانی در جنگ جهانی اول منجر به اشغال سرزمینهای این امپراتوری توسط متفقین شد. در نهایت نیروهای پیروز قلمروی عثمانی در خاورمیانه را بین یکدیگر تقسیم کردند. هرچند شورش ترکزبانان آناتولی در برابر اشغال توسط متحدین در جنگ استقلال ترکیه منجر به تأسیس جمهوری ترکیه و در نهایت انقراض امپراتوری عثمانی شد و آتاترک رهبری جنگ استقلال را برعهده داشت. آتاترک توسط متفقین و روزنامهنگار مشهور ملی استانبول علی کمال به عنوان «رئیس دزد» توصیف شد، لرد بالفور در این زمینه او را «وحشتناکترین از همهٔ ترکهای وحشتناک» نامید. ملیگراها در یک مبارزه مسلحانه و دیپلماتیک نیروهای متجاوز یونانی، ارمنی، فرانسوی و انگلیسی را از آناتولی و تراکیه ترکیه اخراج کردند. پس از پیروزی، نهادهای حاکم سیاسی_مذهبی امپراتوری قدیم (سلطنه و خلافت) توسط دولت ملیگرای ترکیه لغو شد تا جای خود را به جمهوری جدید بدهد.
اصل اساسی آتاترک استقلال کامل کشور بود. وی موضع خود را تصریح کرد: «البته منظور از استقلال کامل، استقلال کامل اقتصادی، مالی، قضایی، نظامی، فرهنگی و آزادی در همه امور است. سلب استقلال در هر یک از اینها مساوی است با سلب استقلال ملت و کشور». او اصلاحات گستردهای را در جنبههای اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی رهبری کرد و ستون فقرات جمهوری جدید از ساختارهای قانونی، قضایی و اقتصادی را ایجاد کرد. اگرچه او بعدها توسط برخی به عنوان مبتکر اصلاحات گسترده ایدهآل شد، بسیاری از ایدههای اصلاح طلبانه او قبلاً در محافل روشنفکری عثمانی در آغاز قرن بیستم رایج بود و پس از انقلاب ترکان جوان آشکارتر بیان شد.
آدولف هیتلر در مورد آتاترک گفت: «موسولینی شاگرد اول او و من شاگرد دوم او هستم». هیتلر او را به عنوان «ستاره ای در تاریکی» و «خالق درخشان ترکیه جدید» تعریف کرد. رسانههای آلمانی در جمهوری وایمار بهطور گسترده به جنگ در آناتولی پرداختند. استفان ایریگ استدلال میکند که جنگ استقلال ترکیه تأثیر قطعیتری بر کودتای مونیخ نسبت به راهپیمایی موسولینی به رم داشت. آلمانیها، از جمله آدولف هیتلر، میخواستند پیمان ورسای را لغو کنند، همانطور که معاهده سور لغو شد.
جنگ جهانی اول (۱۹۱۴–۱۹۱۸)
در سال ۱۹۱۴، امپراتوری عثمانی با اتحاد با قدرتهای مرکزی وارد صحنههای جنگ جهانی اول در اروپا و خاورمیانه شد. مصطفی کمال وظیفه سازماندهی و فرماندهی لشکر نوزدهم متصل به ارتش پنجم در طول نبرد گالیپولی را بر عهده داشت. او پس از پیشبینی صحیح محل حمله متفقین، فرمانده خط مقدم شد و تا زمان عقبنشینی آنها، این سمت را حفظ کرد. پس از نبرد گالیپولی، مصطفی کمال تا ۱۴ ژانویه ۱۹۱۶ در ادرنه خدمت کرد. سپس به فرماندهی سپاه شانزدهم ارتش دوم منصوب شد و پس از آنکه حمله گسترده روسیه به شهرهای کلیدی آناتولی رسید، به لشکرکشی قفقاز اعزام شد. در ۷ اوت، او نیروهای خود را گرد هم آورد و یک ضدحمله ترتیب داد. دو لشکر او بتلیس و موش را تصرف کردند و محاسبات فرماندهی روسیه را برهم زدند.
پس از این پیروزی، دولت CUP در قسطنطنیه پیشنهاد تأسیس ارتش جدیدی در حجاز با نام نیروی اعزامی حجاز (Hicaz Kuvve-i Seferiyesi) و انتصاب مصطفی کمال به فرماندهی آن را داد، اما او این پیشنهاد را رد کرد و این ارتش هرگز تأسیس نشد. در عوض، در ۷ مارس ۱۹۱۷، مصطفی کمال از فرماندهی سپاه شانزدهم به فرماندهی کل ارتش دوم ارتقا یافت، اگرچه ارتشهای تزار به زودی با وقوع انقلاب روسیه از حجاز خارج شدند.
در ژوئیه ۱۹۱۷، او به فرماندهی ارتش هفتم منصوب شد و در ۷ اوت ۱۹۱۷ جایگزین فوزی پاشا شد که تحت فرماندهی گروه ارتش ییلدیریم ژنرال آلمانی اریش فون فالکنهاین بود (پس از آنکه نیروهای بریتانیایی ژنرال ادموند آلنبی در دسامبر ۱۹۱۷ اورشلیم را تصرف کردند، اریش فون فالکنهاین جای خود را به اتو لیمان فون سندرز داد که در اوایل سال ۱۹۱۸ فرمانده جدید گروه ارتش ییلدیریم شد) مصطفی کمال با ژنرال فون فالکنهاین رابطه خوبی نداشت و به همراه میرالی عصمت بیگ، گزارشی به وزیر اعظم طلعت پاشا در مورد وضعیت وخیم و کمبود منابع کافی در جبهه فلسطین نوشت. با این حال، طلعت پاشا مشاهدات آنها را نادیده گرفت و پیشنهاد آنها را برای تشکیل یک خط دفاعی قویتر در شمال، در سوریه عثمانی (در بخشهایی از ولایت بیروت، ولایت دمشق و ولایت حلب)، با فرماندهی ترکها به جای آلمانیها، رد کرد. پس از رد گزارشش، مصطفی کمال از ارتش هفتم استعفا داد و به قسطنطنیه بازگشت. در آنجا، وظیفه همراهی ولیعهد (و سلطان آینده) محمد وحیدالدین را در طول سفر قطاریاش به اتریش-مجارستان و آلمان به او محول شد. مصطفی کمال در آلمان از خطوط آلمانیها در جبهه غربی بازدید کرد و به این نتیجه رسید که قدرتهای مرکزی به زودی جنگ را خواهند باخت. او بدون هیچ تردیدی این نظر را به قیصر ویلهلم دوم و ژنرالهای عالیرتبهاش آشکارا ابراز کرد. در طول سفر بازگشت، او مدت کوتاهی بین ۳۰ مه تا ۲۸ ژوئیه ۱۹۱۸ برای درمان پزشکی در کارلزباد و وین اقامت داشت
وقتی محمد ششم در ژوئیه ۱۹۱۸ سلطان جدید امپراتوری عثمانی شد، مصطفی کمال را به قسطنطنیه فراخواند و پس از چندین جلسه در ماههای ژوئیه و اوت ۱۹۱۸، او را به فرماندهی ارتش هفتم در فلسطین منصوب کرد. مصطفی کمال در ۲۶ اوت ۱۹۱۸ به حلب رسید، سپس به سمت جنوب و به سمت ستاد خود در نابلس ادامه داد. ارتش هفتم بخش مرکزی خطوط مقدم را در اختیار داشت. در ۱۹ سپتامبر، در آغاز نبرد مجیدو، ارتش هشتم جناح ساحلی را در اختیار داشت اما از هم پاشید و لیمان پاشا به ارتش هفتم دستور داد تا به سمت شمال عقبنشینی کند تا از پیشروی کوتاه بریتانیاییها به سمت رودخانه اردن جلوگیری کند. ارتش هفتم به سمت رودخانه اردن عقبنشینی کرد، اما در جریان عقبنشینی از نابلس در ۲۱ سپتامبر ۱۹۱۸ توسط بمباران هوایی بریتانیا نابود شد با این وجود، مصطفی کمال موفق شد یک خط دفاعی در شمال حلب تشکیل دهد. به گفته لرد کینروس، مصطفی کمال تنها ژنرال ترک در جنگ بود که هرگز شکست نخورد.
جنگ با آتشبس مودروس که در ۳۰ اکتبر ۱۹۱۸ امضا شد، پایان یافت و به تمام نیروهای آلمانی و اتریش-مجارستانی در امپراتوری عثمانی زمان کافی برای عقبنشینی داده شد. در ۳۱ اکتبر، مصطفی کمال به فرماندهی گروه ارتش ییلدیریم منصوب شد و جایگزین لیمان فون سندرز شد. مصطفی کمال توزیع سلاح را بین غیرنظامیان در آنتپ برای مقابله با متفقین مهاجم سازماندهی کرد.
آخرین خدمت فعال مصطفی کمال در ارتش عثمانی، سازماندهی بازگشت نیروهای عثمانی باقی مانده در جنوب خط دفاعی بود. در اوایل نوامبر ۱۹۱۸، گروه ارتش ییلدیریم رسماً منحل شد و مصطفی کمال در ۱۳ نوامبر ۱۹۱۸ به قسطنطنیه، پایتخت عثمانی اشغال شده، بازگشت. او برای مدتی در ستاد وزارت جنگ (حربیه نزارتی) در قسطنطنیه کار کرد و تا ۱۶ مه ۱۹۱۹ به فعالیتهای خود در این شهر ادامه داد. در راستای خطوط تثبیت شده تجزیه امپراتوری عثمانی، متفقین (نیروهای بریتانیا، ایتالیا، فرانسه و یونان) آناتولی را اشغال کردند. اشغال قسطنطنیه و به دنبال آن اشغال ازمیر (دو شهر بزرگ عثمانی در آن زمان) جرقهای برای ایجاد جنبش ملی ترکیه و جنگ استقلال ترکیه بود.
جنگ استقلال ترکیه (۱۹۱۹–۱۹۲۳)
تا دسامبر ۱۹۱۸، رهبران سازمان مقاومت زیرزمینی کاراکول (Karakol) که به کمیتهٔ اتحاد و ترقی (CUP) تعلق داشتند، به مصطفی کمال مراجعه کردند تا
رهبری یک جنبش مقاومت ضد متفقین را برعهده بگیرد. تاریخنگار اریک-یان زورشر استدلال کرده است که کمال بهطور ویژهای برای این نقش واجد شرایط بود، زیرا «بهعنوان یک اتحادیهگر و میهنپرست مورد اعتماد بود، اما در عین حال **بیش از حد با حلقهٔ حاکم انور و طلاط یا با قتلعامهای ارامنه درگیر نبود»».
در ۳۰ آوریل ۱۹۱۹، فهری یاور-ای حضرهای شهریاری («دستیار افتخاری سلطان») با درجهٔ میرلیوا، مصطفی کمال را بهعنوان بازرس یگانهای ارتش نهم منصوب کرد تا آنچه از واحدهای نظامی عثمانی باقی مانده بود را بازسازی کرده و امنیت داخلی را بهبود بخشد. این انتصاب عملاً او را به نمایندهٔ تامالاختیار آناتولی تبدیل کرد و مسئولیت تمامی کارکنان نظامی و غیرنظامی در منطقه را برعهدهٔ او گذاشت. مصطفی کمال در ۱۹ مه ۱۹۱۹ به سامسون رسید و هدف نخست خود را تشکیل یک جنبش ملی سازمانیافته علیه نیروهای اشغالگر قرار داد. در ژوئن ۱۹۱۹، او بیانیهٔ آماسیا را صادر کرد و اعلام نمود که استقلال کشور در خطر است. وی در ۸ ژوئیه ۱۹۱۹ از ارتش عثمانی استعفا داد و دولت عثمانی برای او بازداشتنامه صادر کرد. با این حال، کاظم کارابکر و دیگر فرماندهان نظامی فعال در شرق آناتولی از رهبری مصطفی کمال پیروی کرده و او را بهعنوان رهبر خود به رسمیت شناختند.
در ۴ سپتامبر ۱۹۱۹، او کنگرهای در سیواس تشکیل داد. مخالفان متفقین در استانهای مختلف ترکیه، اعلامیهای با عنوان Misak-ı Millî صادر کردند. («پیمان ملی»). مصطفی کمال به عنوان رئیس کمیته اجرایی کنگره منصوب شد، که به او مشروعیت لازم برای سیاستهای آیندهاش را داد. پس از پایان کنگره، موجی از فرمانداران و فرماندهان وفاداری خود را به کمیته نمایندگی او اعلام کردند، کسانی که با آن موافقت نکردند توسط عوامل ملیگرا سرنگون شدند. دولت استانبول با پروتکل آماسیه خود را به یک دستور کار ملیگرا متعهد کرد.
آخرین انتخابات پارلمان عثمانی که در دسامبر ۱۹۱۹ برگزار شد، اکثریت قاطع را به نامزدهای «انجمن دفاع از حقوق آناتولی و روملیا» (Anadolu ve Rumeli Müdafaa-i Hukuk Cemiyeti داد) به ریاست مصطفی کمال، که خود در آنگورا، که اکنون با نام آنکارا شناخته میشود، باقی ماند. چهارمین (و آخرین) دوره پارلمان در ۱۲ ژانویه ۱۹۲۰ در قسطنطنیه افتتاح شد. این پارلمان در ۱۸ مارس ۱۹۲۰، اندکی پس از تصویب Misak-ı Millî توسط نیروهای بریتانیایی منحل شد. («پیمان ملی»). این همزمان با اشغال عمومی شهر توسط نیروهای متفقین بود. مصطفی کمال خواستار انتخابات ملی برای تأسیس پارلمان جدید ترکیه با مرکزیت آنگورا شد. - «مجلس ملی کبیر» (GNA). در ۲۳ آوریل ۱۹۲۰، GNA با ریاست مصطفی کمال افتتاح شد؛ این اقدام عملاً وضعیت دوگانگی را در کشور ایجاد کرد. در ماه مه ۱۹۲۰، مبارزه قدرت بین دو دولت منجر به صدور حکم اعدام غیابی برای مصطفی کمال توسط دادگاههای نظامی ترکیه شد. هالیده ادیب (ادیوار) و علی فؤاد (چبسوی) نیز در کنار مصطفی کمال به اعدام محکوم شدند.
در ۱۰ آگوست ۱۹۲۰، وزیر اعظم عثمانی، داماد فرید پاشا، پیمان سور را امضا کرد و برنامههای تقسیم امپراتوری عثمانی، از جمله مناطقی که اتباع ترک آن را قلب سرزمین خود میدانستند، نهایی شد. مصطفی کمال بر استقلال کامل کشور و حفاظت از منافع اکثریت ترک در «خاک ترکیه» اصرار داشت. او دولت وحدت ملی را متقاعد کرد تا یک ارتش ملی تشکیل دهد. ارتش دولت وحدت ملی با ارتش خلافت که توسط نیروهای اشغالگر متفقین پشتیبانی میشد، روبرو بود و وظیفه فوری او مبارزه با نیروهای ارمنی در جبهه شرقی و نیروهای یونانی بود که از اسمیرنا (که امروزه ازمیر نامیده میشود) که در ماه مه 1919 اشغال کرده بودند، در جبهه غربی به سمت شرق پیشروی میکردند.
موفقیتهای نظامی دولت وحدت ملی (GNA) علیه جمهوری دموکراتیک ارمنستان در پاییز ۱۹۲۰ و بعداً علیه یونانیان، با تأمین مداوم طلا و تسلیحات برای کمالیستها از سوی دولت بلشویکی روسیه از پاییز ۱۹۲۰ به بعد امکانپذیر شد.
پس از یک سری نبردها در طول جنگ یونان و ترکیه، ارتش یونان تا رودخانه ساکاریا، تنها هشتاد کیلومتری غرب آنکارا، پیشروی کرد. در ۵ آگوست ۱۹۲۱، مصطفی کمال توسط دولت وحدت ملی به فرماندهی کل قوا ارتقا یافت. نبرد ساکاریا که از ۲۳ آگوست تا ۱۳ سپتامبر ۱۹۲۱ ادامه یافت، با شکست یونانیان به پایان رسید. پس از این پیروزی، مصطفی کمال در ۱۹ سپتامبر ۱۹۲۱ توسط مجلس ملی کبیر به درجه مارشال و عنوان غازی مفتخر شد. متفقین، با نادیده گرفتن میزان موفقیتهای مصطفی کمال، امیدوار بودند که نسخه اصلاحشدهای از پیمان سور را به عنوان یک توافق صلح بر آنگورا تحمیل کنند، اما این پیشنهاد رد شد. در اوت ۱۹۲۲، مصطفی کمال در نبرد دوملوپینار حملهای همهجانبه به خطوط یونانیان در آفیونقرهحصار آغاز کرد و نیروهای ترکیه در ۹ سپتامبر ۱۹۲۲ کنترل ازمیر را دوباره به دست گرفتند در ۱۰ سپتامبر ۱۹۲۲، مصطفی کمال تلگرافی به جامعه ملل فرستاد و اظهار داشت که جمعیت ترکیه چنان به هیجان آمده است که دولت آنکارا مسئولیتی در قبال قتلعامهای بعدی نخواهد داشت.
اصلاحات آتاترک
از جمله کارهای مهم آتاترک، مبارزه در برابر روحانیون بود. او همچنین به سرکوب عشایر دست زد؛ ولی دیری نپایید که باور قلبیِ آتاترک به لزوم مدرنسازی، سبب خشم روحانیون ترکیه شد و خشم روحانیون باعث بروز اعتراضاتی در برخی نقاط ترکیه شد (از جملهٔ آنها میتوان به قیام شیخ سعید در سال ۱۹۲۵ اشاره کرد که مغایرت آن با اسلام به دیاربکر حمله کرده بود). همچنین، از دیگر اقدامات وی میتوان به ترویج ملیگرایی ترک، جدا کردن دین از سیاست، قانونی کردن حق رأی زنان و تغییر خط عربی زبان ترکی به خط لاتین اشاره کرد.
در سال ۱۹۳۴، به فرمان آتاترک، استفاده از القاب و عناوین ستایشی چون «حضرت، ملا، حاجی، سید، افندی و جناب»، در برگههای دولتی ترکیه ممنوع اعلام شد.
یکی از اقدامات مهم و مؤثر آتاترک، پایان دادن به دعوای مسلمانان و مسیحیان بوده و ایا صوفیه در آن روزها و پس از دستور آتاترک در سال ۱۹۳۴ به موزه تبدیل شد.
عصمت اینونو و آتاترک
عصمت اینونو در زمان جنگ جهانی اول مقام سرگردی را در ارتش عثمانی دارا بود؛ پس از پیروزیهای پیاپی، به درجهٔ ژنرالی ارتقا یافت و با بنیانگذاری جمهوری ترکیه، مقام نخستوزیری را بهدستآورد. وی سیاستمدار زیرکی بود و مغز اندیشمند آتاترک بهشمار میآمد و در زمان آتاترک، بارها نخستوزیر شد و تا مرگ آتاترک، ریاست دولت را برعهده داشت و کشور را به نام او اداره میکرد. اینونو، در زمان جنگ جهانی دوم، با توجه به وضع اقتصادیِ ترکیه، کشورش را از جنگ به دور نگاه داشت. بسیاری از ناظران مینویسند که وی بهتنهایی در برابر سیاستمدارانی که هوادار ورود به جنگ بودند میایستاد و میگفت: «باید صبر کرد تا نتیجهٔ جنگ مشخص شود. اگر پیروزی متحدین حتمی باشد، آنگاه وارد جنگ میشویم.»
فراماسونری احتمالی
آتاترک در برخی از دایرةالمعارفها به عنوان فراماسون ذکر شده است. به گفته مورخ و زندگینامهنویس آتاترک، اندرو مانگو، عضویت او کاملاً اثبات نشده است؛ اما حداقل بسیار محتمل است. در جای دیگر، «ویکی فراماسون» بیان میکند که یک فراماسون درجه عالی ترک ناشناس نوشته است: «وابستگی او به لژ مقدونیه ریسورتا در سالونیک تنها توسط یک منبع (همیشه یکسان) در یک دایرةالمعارف ایتالیایی (همچنین در دانیل لیگو) تأیید شده است، اما متأسفانه ما هیچ تأیید دیگری پیدا نکردیم». مطابق با روش محرمانه بودن انجمنهای ماسونی، چنین اطلاعاتی اغلب قابل تأیید نیستند.
هارولد کورتنی آرمسترانگ در کتابی به نام «گرگ خاکستری: مصطفی کمال» (Grey Wolf: Mustafa Kemal) اشاره میکند که آتاترک آیینهای فراماسونها را به سخره گرفته است. در سال ۱۹۲۶، اقتصاددان یهودی و ماسونی محمد جاوید بیگ به دستور آتاترک اعدام شد.
مرگ
خاکسپاری
کمال آتاترک روز ۱۰ نوامبر سال ۱۹۳۸ میلادی در ۵۷ سالگی بهواسطهٔ بیماری کبد درگذشت. ساعتِ اتاقی که در آن درگذشت، هنوز روی ساعتِ مرگش (۹:۰۵ صبح) باقی مانده است. آرامگاه او (که به آنیتکابیر به معنای قبر یادبود مشهور است) در شهر آنکارا قرار دارد.
همه ساله، ساعت ۹:۰۵ روز ۱۰ نوامبر، یک دقیقه مراسم سکوت بهمناسبت درگذشت بنیانگذار ترکیهٔ نوین، مصطفی کمال آتاترک، و بهدنبال آن، به صدا درآمدن زنگ مدارس و آژیر پایگاهها در ۹:۰۶ (لحظهٔ وفات وی) برگزار میشود.
جایزهٔ بینالمللی صلح آتاترک
جایزهٔ بینالمللی صلح آتاترک (به ترکی استانبولی: Atatürk Uluslararası Barış Ödülü) در سال ۱۹۸۶ میلادی با الهام از جملهٔ «صلح در خانه، صلح در جهان» (به ترکی استانبولی: "Yurtta Sulh, Cihanda Sulh") آتاترک از سوی دولت ترکیه برای پاسداشت تلاش در راستای صلح و دوستی پایهگذاری شد.
نلسون ماندلا، قهرمان مبارزه با نژادپرستی، در سال ۱۹۹۲ بهدلیل ظلم و ستم دولت ترکیه بر کردها، از پذیرش «جایزهٔ صلح آتاترک» خودداری کرد. ماندلا نظر خود را تغییر داد و در سال ۱۹۹۹ این جایزه را پذیرفت.
آثار
آثار ترجمهشده وی به فارسی
- آتاترک، مصطفیکمال. نطق (۱۹۲۷–۱۹۱۹)، ترجمهٔ محمدرضا هیئت، مورد تأیید مرسل اوزترک، آنکارا: نهاد عالی فرهنگ، زبان و تاریخ آتاترک، مرکز تحقیقات آتاترک، ۲۰۰۴= ۱۳۸۳، ۵۵۱ ص. (این سخنرانی در روزهای ۲۰–۱۵ اکتبر ۱۹۲۷ در دومین کنگره بزرگ حزب جمهوری خلق ایراد گردیده است)
دربارهٔ آتاترک به فارسی
- محمد توفیق، محمد. کمال آتاترک، ترجمهٔ اسمعیل فردوسیفراهانی، اراک: نامه عراق، ۱۳۱۸، ۲۱۸ ص.
- کینراس، کینراس. زندگینامه مصطفیکمال آتاترک پدر ترکیه مدرن، ترجمهٔ اسماعیلنوریعلا، کلن: انتشارات فروغ، ۲۰۰۹ = ۱۳۸۸، ۵۹۷ ص.
- مانگو، آندرو. آتاترک، ترجمهٔ هوشمند دهقان، تهران: پیام امروز، چاپ دوم: ۱۳۹۵، ۹۸۸ ص.
- ایگدمیر، اولوغ، و دیگران. آتاترک، ترجمه حمید نطقی، تهران: مؤسسهٔ فرهنگی منطقهای، نشریهٔ شماره ۱۲، ۲۱۰ ص.
- اتابکی، تورج. تجدد آمرانه: جامعه و دولت در عصر رضاشاه، ترجمهٔ مهدی حقیقتخواه، تهران: ققنوس، ۱۳۸۷، ۲۸۶ ص.
- اروج زاده، لیلا، دین و سیاست در ترکیه معاصر از آتاترک به بعد، اردبیل: انتشارات محقق اردبیلی، ۱۳۹۷، ۱۴۰ ص.
- هانیاوغلو، شکرو، سقوط امپراتوری و تولد جمهوری: نگاهی به نقش آتاترک در پیدایش ترکیه، ترجمهٔ رضا جوادی، تهران: لوح فکر، ۱۳۹۵، ۲۶۷ ص.
جستارهای وابسته
- جنگ استقلال ترکیه
- جمهوری ترکیه
- سرنگونی امپراتوری عثمانی
- ملیگرایی ترکی
پانویس
پیوند به بیرون
- حیات سیاسی و نظامی آتاترک
- آثار مصطفی کمال آتاترک در کتابخانهٔ باز
- آثار نوشتهشده یا دربارهٔ مصطفی کمال آتاترک در بایگانی اینترنت
- بریدهٔ جراید دربارهٔ مصطفی کمال آتاترک در بایگانی مطبوعات قرن بیستم در زد.بی.وی