خواننده
رامش(Ramesh)
آذر محبی تهرانی (۲۲ آبان ۱۳۲۵ – ۸ آذر ۱۳۹۹) مشهور به رامش، خوانندهٔ پاپ ایرانی بود. رامش در سبکهای مختلف موسیقی از سنتی تا پاپ کلاسیک، جاز و راک ترانه اجرا کرده است.
زندگی
اوایل زندگی
آذر محبی تهرانی مشهور به رامش در ۲۲ آبان ۱۳۲۵ در تهران، در خانوادهای با سه خواهر و یک برادر ساکن خیابان حشمتالدوله (پاستور)، به دنیا آمد. پدرش ناصر محبی تهرانی، کارمند گمرک فرودگاه مهرآباد تهران و مادرش اقدس اعتصامی بود. رامش تا دیپلم طبیعی به تحصیلات خود ادامه داد و تصمیم داشت بهخواست پدر پس از دیپلم وارد دانشگاه شود و در رشتهٔ جراحی به تحصیلات ادامه دهد، اما آشنایی با عطاءالله خرم در یک مهمانی موجب شد وی به عرصهٔ خوانندگی روی بیاورد.
زندگی شخصی
در سال ۱۳۹۴ (۲۰۱۵)، رامش در گفتگویی با مجله جوانان لس آنجلس در پاسخ به این پرسش که "آیا تا بهحال ازدواج کردهای؟" گفته بود که پس از انقلاب در هنگام سفرش به بریتانیا در لندن با یک غیرایرانی ازدواج کرده است. گیتی محبی (خواهر رامش) ازدواج رامش را با یک مرد انگلیسی مختوم به طلاق و بدون بچه، یاد میکند. رامش در سال ۱۳۹۵ (۲۰۱۶)، پس از درگذشت مادرش یک سال گوشهگیر و افسرده شد. همچنین او پیشتر در مرداد ماه ۱۳۴۹، پس از درگذشت خواهر ۱۲ سالهاش (سودابه) در اثر مننژیت مغزی، مدتی از فعالیت در موسیقی کنارهگیری کرد.
در سپتامبر ۲۰۲۴، شهرام شبپره در مصاحبه خود با برنامهٔ کامبیز حسینی در تلویزیون ایران اینترنشنال مدعی شد که با وجود اینکه رامش همجنسگرا بود ولی این دو برای مدتی یک ازدواج مصلحتی انجام دادند تا وی بتواند از بریتانیا به ایالات متحده مهاجرت کند.
نامگذاری
نام رامش را داود پیرنیا برای او برگزید چون خوانندهٔ دیگری با نام آذر در آن هنگام فعالیت داشت.
خوانندگی
رامش از ریشههای موسیقی کلاسیک فارسی شکوفا شده بود و حرفهٔ خود را رسماً در ۱۲ فروردین سال ۱۳۴۴ با ترانهٔ «پرستو جان» در برنامهٔ «یک شاخه گل» در رادیو گلها، از سرودههای لعبت والا آغاز کرد.
او از تجربیاتی که از موسیقی غربی کسب کردهبود، در زمینهٔ موسیقی سنتی نیز استفاده میکرد. بهطوریکه او گاهی مواقع، ریتم غربی را در موسیقی سنتی خود به کار میبرد. در آثار منتشر شدهٔ رامش در سالهای ۱۳۴۵ تا ۱۳۴۷، ریتمهایی مانند رومبا، بوسا نوا و همچنین صداهای گیتار سورف و کمبو ارگان را میتوان شنید.
رامش در آغاز فعالیت خود، به اجرای ترانههای دوصدایی با عارف، منوچهر سخایی و ویگن پرداخت که این ترانهها بهجای بازیگران در فیلمها اجرا میشدند. او در این دوران، بیشتر کارهای عطاءالله خرم را اجرا میکرد.
رامش، در سالهای ۱۳۵۰–۱۳۵۱، همکاری خود را با ارکستر استودیویی که دارای سازهای بادی برنجی نیز بود آغاز کرد که ترانهٔ «خورشید خانوم» اثر منوچهر چشمآذر، اولین کار رامش در سبک فانک بود. «دلکم» نیز مقدمهای برای استفاده از سبک فانک با گیتارهای «Wah Wah» بود.
در سال ۱۳۵۲ رامش رسماً با ترانهٔ «غروبا قشنگن» وارد سبک راک شد که شامل ضربههای سخت طبل و گیتار «Wah Wah» بود که در واقع ملودی با ارگ به سمت سبک غربی هدایت میشود و هارمونیکای استفاده شده در آهنگ، نشانی از قطعهٔ موسیقی وسترن اسپاگتی یا همان وسترن ایتالیایی ساختهٔ انیو موریکونه دارد.
رامش با ترانهٔ «تهمت»، چیرگی سبک فانک بر سازهای بادی برنجی را اثبات کرد که در این دوره سبک فانک با قطعات ترکیبی از موسیقی سنتی باز میگشت. همکاری رامش با اسفندیار منفردزاده در ترانهٔ «نماز»، نیز نمونهٔ دیگری از آن دوره است.
پیشرفت تکنولوژی در ایران در سالهای ۱۳۵۳–۱۳۵۴، تأثیر زیادی در سبک غربی آثار رامش داشت. حال و هوای فانک لاتین در ترانهٔ «دلم برات هلاکه» و همچنین روح ریتم بوسا نوا در ترانهٔ «تو بارونی، تو آفتابی» با سینثسایزر آنالوگ درهم آمیخته شدهاست. ترانهٔ «درد عاشقی»، گوشها را با گیتارهای جاز، توقفهای ناگهانی و دراماتیک احاطه کرده است. او همچنین ترانهٔ «قسمت» را در سبک فانک شعرهای حماسی اجرا کرد.
«نگو نه» قطعهٔ پیشگامانهای از رامش در سالهای ۱۳۵۴–۱۳۵۵ بود که با این ترانه سبک فانک به یک عنصر ثابت در ترانههای رامش مبدل شد. وی در همین سالها ترانهٔ «پیشواز» را ضبط کرد که یک ترانهٔ پاپ پیشرو بهصورت پلی فونیک و همراهی چند صدا بود، در حالی که ترانهٔ «زیارت» ترکیبی از پاپ هندی و فارسی بود و رامش با استفاده از طبله، یک نمونه از استفاده اولیهٔ ماشین درام را در ترانهٔ «وصیت» به نمایش گذاشت.
بابک افشار، از آهنگسازان این دوره، ترانهٔ «تابستون» را برای رامش تنظیم کرد که برگرفته از ترانهٔ «کان یا زمان» با صدای فیروز که اثر برادران رحبانی بود.
یکی دیگر از ترانههای رامش که مورد توجه قرار گرفت، ترانهٔ «اسمر اسمر» که یک ترانهٔ محلی کردی است و با نام «اسمر یارم» نیز در آن دوره شناخته میشد که تنظیم این ترانه را ناصر چشمآذر انجام داده است.
در سال ۱۳۵۵، ترانهٔ «موندنم از بودنت» با آهنگسازی و تنظیم منوچهر چشمآذر منتشر شد. این ترانه یک علامت تجاری از رامش بود که در آن سبک راک و فانک، یک ترکیب کامل را خلق کردهبود و شخصیت زنی که با موسیقی سازهای برنجی و صدای گیتار Wild جیغ میکشد. رامش درهای زیادی را در ایران باز کرد اما به موسیقیهای پراکندهٔ دیگری محدود میشد.
رامش در سال ۱۳۵۶، با موسیقی بومی «عشق گناهکار» ظاهر شد. این ترکیب به وسیلهٔ سیمها به رشتهٔ دینامیک اجراهای دیسکو که هم موسیقی شرقی و هم موسیقی غربی را تحت تأثیر قرار دادهبود متصل میشد و گیتار Slide نیز در ترکیببندی اثری از خود نشان میداد. رامش با اجرای ترانهٔ «وسوسه»، به دالیدای ایران تبدیل شد. ترانهای با تکخوانی Rhodes، حملات طبل و جریان صدای بانگو. آهنگسازی این ترانه نیز از منوچهر چشمآذر است.
«رودخونهها» که بیشتر از همهٔ ترانهها در تلویزیون پخش و ضبط شده، از ساختههای صادق نوجوکی است. این ترانه یکی پرطرفدارترین ترانههای رامش است که محمدعلی بهمنی این ترانه را با الهام از داستان ماهی سیاه کوچولو اثر صمد بهرنگی سروده است؛ داستانی که کتاب آن در آن سالها از کتابهای ممنوع بهشمار میآمد.
«منتظر» از معدود ترکیبات رامش با سینثسایزر (موگ) است که یک نمونهٔ خوبی از ترکیب موسیقی شرقی و غربی است و همچین استفاده از ساز تار در فاز انتقالی آواز و ترانه و در ترانهٔ «سازش» هم میتوان شاهد استفاده دیگر رامش از سینثسایزر (موگ) بود.
«افسوس» نیز ساختهٔ دیگری از منوچهر چشمآذر بود که بهصورت دوصدایی همانند «موندنم از بودنت» در تلویزیون با فریدون فرخزاد اجرا شد. «تک» نیز ترانهای است که او بهصورت دوصدایی با فریدون فرخزاد اجرا کرده است؛ و ترانۀ «نیش» که تأثیرات شرقی به وضوح در آهنگسازی آن نمایان است.
ترانه با مضمون سیاسی
ترانهٔ «تو بارونی تو آفتابی»، با آهنگسازی اسفندیار منفردزاده و شعری از مینا اسدی در سال ۱۳۵۱ منتشر شد که پیش از انتشار، تنها یکبار در برنامهٔ «صبح جمعه رادیو» پخش شدهبود. این ترانه را مینا اسدی برای عباس مفتاحی و اسدالله مفتاحی سروده بود.
تجربهٔ شعر نو
رامش شعر «پاییز» از فروغ فرخزاد را با آهنگی از حسینعلی ملاح اجرا کردهبود. در یک مصاحبه تلویزیونی، رامش این ترانه را در کنار ترانهٔ «زائر» سرودهٔ محمد صالحعلا از بهترین آثار خود برمیشمارد.
بازیگری
در سال ۱۳۵۲، رامش به دعوت منوچهر نوذری برای اولین بار به عنوان بازیگر در فیلم خیالاتی حضور پیدا کرد و پس از آن در فیلمی بازی نکرد.
پس از انقلاب
از خرداد ۱۳۵۷، فعالیتهای هنری رامش محدودتر شد و بنا بر گزارش مطبوعات، تنها برای برخی از برنامههای هنری به ایران رفتوآمد داشت. با افزایش ناآرامیها در کشور، در بهمن همان سال، تهران را به مقصد لندن ترک کرد و با وقوع انقلاب، او برای مدت طولانی در این شهر ساکن شد که در این میان برای برگزاری کنسرت بههمراهی فریدون فرخزاد، ضبط نماهنگ از ترانههای پیشین خود و انتشار تکآهنگهای جدید، رفتوآمدهایی به لسآنجلس داشته است.
رامش از پاییز سال ۱۳۶۰، به ضبط ترانههای جدیدی همچون «تهرون» و «غربت» و چندین ترانهٔ دیگر پرداخت که بسیاری از آنها، به ضبط نهایی و مرحلهٔ انتشار نرسیدند. از میان این ترانهها، دو ترانهٔ «تهرون» و «گفتوگوی سبز» در آلبومی به نام «بهار غریبان» با همکاری اسماعیل نوریعلا، منیژه خرسند، منوچهر رستگار و کامران در بهار سال ۱۳۶۱ منتشر شد. این دو ترانهٔ رامش در آلبومهای گردآوری شده نیز توسط شرکت کلتکس رکوردز بازنشر شدند.
رامش با خروج خانوادهاش از ایران و پس از حدود پنج سال اقامت در لندن، به لسآنجلس مهاجرت کرد و در این شهر همراه با خانوادهٔ خود، صفحهٔ جدیدی از زندگی خود را آغاز کرد. وی پس از آلبوم «بهار غریبان»، دو آلبوم با همکاری هنرمندانی همچون فرامرز اصلانی و ژاکلین ویگن در دست تهیه داشت که با فوت پدر و شرایط روحی خانوادهاش و از طرفی با دخالت و کارشکنی تهیهکنندگان لسآنجلسی، هرگز به ضبط و انتشار نرسید.
فضای موسیقی پس از انقلاب با سلیقهٔ هنری رامش همخوانی چندانی نداشت؛ از اینرو تصمیم به محدود کردن فعالیت خود گرفت. در فاصلهٔ سال ۱۳۶۲ تا سال ۱۳۷۳ اثر تازهای از او منتشر نشد. هرچند او در این دوره کنسرتهای متعددی برگزار کرد که اطلاعات دقیقی از آنها در دست نیست.
در سال ۱۳۷۴، رامش با سرمایهگذاری و حمایتهای فرید زلاند و شرکت آونگ، آلبوم «جهان سوم» را با اشعار اردلان سرفراز، شهیار قنبری و ایرج جنتی عطایی منتشر کرد که با استقبال فراوانی روبرو شد. وی در همین دوره، تکآهنگ «سنگسار» با آهنگسازی منفردزاده را پیشکش جنبش دانشجویان کرد.
در ۳۱ شهریور ۱۳۷۵، رامش در شراین ادیتوریوم لسآنجلس، کنسرتی را بهرهبری عبدی یمینی و با گروه بزرگی از نوازندگان سازهای زهی، بادی و پاپ برگزار کرد. پس از حواشی این کنسرت در شهریور ۱۳۷۵، رامش تا خرداد ۱۳۷۹ در تدارک ضبط آثار تازهای با همکاری چهرههایی چون جهانبخش پازوکی، منوچهر چشمآذر، آرمیک و ... بود که به ضبط نهایی و انتشار نرسیدند.
در نهایت آلبوم «رومی: معشوق همینجاست» با همکاری داریوش، فرامرز اصلانی و فرزین فرهادی در سال ۱۳۸۲، آخرین اجراهای وی را ثبت کرده است.
در سال ۱۳۹۴، رامش پس از ۱۲ سال دوری از فعالیت هنری، برای آخرین بار در یک مصاحبه صوتی با مهدی ذکایی در رادیو جوانان حضور یافت و پس از آن دیگر هیچگونه حضوری در رسانهها نداشت. او در این مصاحبه دربارهٔ کنارهگیریاش از خوانندگی گفته بود: «نخواندن من ابتدا اعتراض بود به صدای قدغن زنان در ایران، صدای قدغن خوانندگان زن در سرزمینم، که حتی اجازه خواندن و فریاد درون خود را به گوشها رساندن هم نداشتند. بعد کمکم این اعتراض یک عادت شد و با من سالها ماند. حالا به نخواندن عادت دارم، ولی اگر روزی دوباره به ایران بازگشتیم، از ته دل برای همه مردم میخوانم.»
درگذشت
رامش در ۸ آذر ۱۳۹۹ به دلیل ایست قلبی در سن ۷۴ سالگی در لسآنجلس درگذشت و پس از سیزده روز، در ۲۱ آذر ۱۳۹۹ در آرامگاه فارست لان مموریال پارک باحضور اهالی هنر، به خاک سپرده شد.
واکنشها
رضا پهلوی در پیامی فقدان رامش را به خانواده و دوستدارانش تسلیت گفت و از او بهعنوان یکی از صداهای کمنظیر نسل خود یاد کرد.
فیلمشناسی
ترانهشناسی
آلبومهای گردآوری شده (آثار پیش از انقلاب)
آلبومهای استودیویی (آثار پس از انقلاب)
منابع
- یادی از رامش به بهانه شصت و هفتمین سال تولدش + عکس
- آواهای کمشنیده از دیروز تا امروز • رامش دویچهوله فارسی
پیوند به بیرون
- رامش در سورهسینما
- رامش در اسپاتیفای
- موزیک ویدئوی رودخونهها در شو رنگارنگ در یوتیوب
- موزیک ویدئوی وسوسه در شو رنگارنگ در یوتیوب